×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
false
false

 سنت کشاورزی خوزستان و بخش‌هایی که برنج کاری می‌کردند را نمی شود به این راحتی به هم زد/ تا می‌خواهیم مجوز بگیریم می گوید سند سیم سرب بیاورید/ انتقال آب به حوزه زاینده رود؛ هم توسعه کشاورزی و هم توسعه صنعتی را در برداشته است. اما این به ضرر آنهاست، چون …

 

به گزارش تارنمای خبری تحلیلی بیداردز؛ ممنوعیت کشت برنج در استان خوزستان مسئله ای است که در دوسه سال اخیر روند عجیبی به خود گرفته و تا مرز صفر شدن تولید برنج در استان پیش رفته. بیش از ۳۰۰ هزار نفر خوزستانی بصورت مستقیم و غیرمستقیم، از طریق کشاورزی و کشت برنج امرار معاش می کنند و این تصمیماتی که غالباً در مرکز -تهران- گرفته می شود به عقیده خیلی از کارشناسان و اساتید حوزه کشاورزی و آب تصمیمات ناقص و متناقض بوده و باعث مشکلات عدیده ای در خوزستان می شود. مسئولین دولتی استان نیز بجای دفاع کارشناسی، قانونی و حقوقی از حق طبیعی خوزستان، صرفاً به اجرای سیاست های دولت تبدیل شده و به همین دلیل بخش کشاورزی و کشاورزان را در تنگنا قرار گرفته اند.
دو هفته نامه فریاد خوزستان در دومین شماره خود، به سراغ موضوع مهم آب کشاورزی رفت که باتوجه به ممنوعیت کشت تابستانه، حواشی جدی ایجاد کرده است؛ در همین رابطه خبرنگار فریاد خوزستان با پروفسور علی محمد آخوندعلی از اساتید برجسته و مطرح حوضه آب کشور و خوزستان به گفتگو نشسته است.
دکتر علی محمد آخوندعلی دوره کارشناسی خود را در سال ۱۳۶۴ – دانشگاه شهید چمران اهواز در رشته آبیاری و زهکشی طی کرده و مقاطع ارشد و دکتری خود را در رشته های مهندسی آب و مهندسی آب-رودخانه با تکیه بر هیدرولوژی در دانشگاه New South Wales –سیدنی ، استرالیا گذرانده است. دکتر بیش از سه دهه در کسوت کارشناس، هیئت علمی و استاد تمامی دانشگاه شهید چمران و در هسته ها، کارگروه ها و مجامع علمی- پژوهشی حضور داشته و ریاست دو دانشگاه رامین خوزستان و صنعتی جندی شاپور دزفول و چاپ حدود  ۲۰۰ مقاله علمی- پژوهشی با نمایه های ISC و ISI و در مجامع علمی ملی و بین المللی در کارنامه خود دارد. مشارالیه عضو هیات علمی و مدیر گروه هیدرولوژی و منابع آب داشکده مهندسی علوم آب دانشگاه شهید چمران بوده و راهنمایی حدود ۱۰۰ رساله دکتری و ارشد دانشجویان تحصیلات تکمیلی در زمینه های مختلف رودخانه، سیلاب، هیدرولوژی، آبیاری، خشکسالی و گرد و غبار و … را به عهده داشته است.

۱) آقای دکتر نیاز خوزستان به آب بالادست چیست؟
من سپاسگزارم از حساسیت تان به مسائل سرنوشت ساز کشور؛ علی الخصوص استان مهمی مثل خوزستان که قطب کشاورزی، صنعت و منابع آب کشور بوده و باید از جنبه های مختلفی به مسائل آن توجه شود.
جلگه خوزستان در دامنه های های زاگرس واقع شده. کل دشت‌‌های استان خوزستان ریزش های جوی شان محدود است. علی الخصوص ده_دوازده سال گذشته که با خشکسالی هواشناسی هم مواجه شدیم. بارندگی خیلی محدود است و از حد متوسط دراز مدت به طور قابل توجهی پایین آمده و حتی در شرایط نرمال، در اصل آن چه که روی جلگه از آسمان می بارد، چون دشت است و صاف است، روان آب هایش مثل مناطق بلند کوهستانی تولید جریان معنی دار نمی‌کند و زود هم در خاک نفوذ میکند. اگر بلافاصله صرف کشت های دیم یا آبی نشود، به دلیل گرما از سطح خاک تبخیر می شود.
بنا بر این دشت یا جلگه خوزستان نیازمند آب هایی است که از مناطق بلند جاری می‌شوند. کارون، دز، مارون، کرخه و … رودخانه هایی هستند که در این منطقه جاری هستند. این ها از مناطق بلند و کوهستانی زاگرس سرچشمه می‌گیرند. اولاً ریزشهای جوی بیشتر است. چه به صورت برف که ذخیره می شود و در بهار و تابستان ذوب می شود و از طریق چشمه ها و روانآب از سرشاخه ها پایین می آید. چه به صورت بارندگی که در آن مناطق باریده که به دو بخش عمده تقسیم می شود: یک بخش نفوذ است که می رود چشمه ها و آبخوان ها را تشکیل می دهد و یا اینکه باعث سبز نگه داشتن مرتع برای چراگاه و حفظ خاک در بلندی ها می شود و بخش دوم مازاد بر آن و جاری می شود و نهایتا رودخانه ها را برای مناطق پست و پایین دست تشکیل می دهند.

۲) نسبت این حق طبیعی بالادست و پائین دست چقدر است؟
برای این حق کسی خط کش میلی متری نگذاشته است اما اگر ریزش های جوی را نصف کنیم ۵۰ درصد آن ممکن است نفوذ پیدا کند و در منطقه بماند و ۵۰ یا ۴۰ درصد آن جاری می شود یا برعکس. بستگی به مناطق و نفوذپذیری دارد اما در هر حال این بیلان قابل محاسبه است. حق طبیعی دشت های پایین دست آن مقداری است که جاری می شود و بالادست نباید بیشتر از آن مقدار ۵۰ درصدی یا ۴۰ درصدی یا ۶۰ درصدی به لحاظ مسائل زیست محیطی بهره برداری کند. از آب رودخانه ها و چشمه های مناطق بالا دست می توانند برای شرب، احشام و دامپروری  استفاده بکنند. ولی اگر توسعه کشاورزی دادند و شروع کردند به دست اندازی به منابع آبی که به پایین دست می آید، پایین‌دست را خفه میکنند، گرفتار میکنند. آنگاه وقتی سیلابی بیاید در پایین دست می شود فاضلاب و وقتی خشکسالی بیاید، می شود منشأ تولید گرد و غبار و آلودگی آبها و چیزهایی نظیر این.

۳) پس علت احداث سد در مناطق کوهستانی و بالادست چیست؟
اگر در مناطق بلند، احداث سد در برنامه قرار گرفت به معنی یک حوضچه ای است که بر روی رودخانه احداث می شود، اگر این حوضچه، حوضچه تاخیری باشد، ممکن است ایرادی پیدا نکند. سیلاب را کنترل می کند یا آب هایی را که می آید و در زمستان ممکن است مازاد باشد، در بالادست حفظ شوند  و وقتی که هوا گرم شد، آرام آرام به سمت دشت و پایین دست جاری شود و پایین‌دست را سیراب کند و مشکلاتشان را حل کند.  اگر این سدها حوضچه های تاخیری باشند ولی نهایتا در پایین دست مصرف شوند، اشکالی ندارد. اما اگر آب در سد نگه داشته شود و اجازه ندهند پایین بیاید و آن را در بالا دست مصرف کنند، می‌شود مصرف ۱۰۰ درصدی ریزش های  جوی در مناطق بلند و دشت ها و تالاب ها در پایین دست ویران می شود نظیر بلایی که بر سر دریاچه ارومیه و تالاب های خوزستان آمده است.
هیچ شکی نیست که این حق و حقوق مناطق پایین دست است و باید حفظ شود همانطور که مناطق بالادست به طور طبیعی سهمش را می گیرد، زیرا حیات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و زیست محیطی بالا و پایین به هم گره خورده. اگر بخواهند آن آب را نگه دارند، پایین دست صدمه می خورد و مسائل دیگری پیش می‌آید. بنابراین همراهی با طبیعت این است که ما آب را به دو قسمت سبز و آبی تقسیم کنیم. آب مناطق بلند، سبز است؛ آبی که نفوذ می کند در مناطق بلند و مرتع و جنگل را تامین و توسعه می دهد؛ و از آب آبی چشمه ها و آبهای جاری بخشی از آن می تواند صرف شرب و باغ ها و مزرعه هایی که از قدیم در بالادست بوده اند_نه اینکه توسعه بدهند_ و نهایتاً دامپروری و نظیر آن شود و حق آبه شان محفوظ بماند. اما مازاد آن باید جاری شود به طور طبیعی به دشتهای پایین برسد. حالا برای کنترل سیلاب و برای ذخیره برای دوران خشکسالی می توانند با سد بخشی از آب را نگهداری کنند. چون اگر آب آمد و رفت، مناطق پایین، تابستان با کم آبی مواجه می شوند.

۴) حالا آیا این نکته مهم درنظرگرفته شده؟ ما شاهد کاهش شدید آب در مناطق پائین دست هستیم.
حالا چه اتفاقی در این چند سال افتاده؟ الان حدود ده دوازده سال است که یک خشکسالی ممتدی را داریم تجربه میکنیم. براساس متوسط آوردهای سال های اخیر رودخانه کارون سال گذشته (۹۵-۹۶) در گتوند نسبت به سال گذشته حدود ۴۰ درصد کاهش آورد داشته. برای رودخانه کارون در گتوند منهای دز و نسبت به آمار کلی حدود ۶۵ درصد کاهش آورد داشته‌ایم. دز وضع بهتری از کارون ندارد و در سال جاری حدود ۴۰ درصد مثل کارون کاهش آورد داشته و نسبت به آمار کلی حدود ۶۰ درصد کاهش آورد داریم. کرخه یک مقداری بهتر است. سال گذشته کرخه ۲۰ درصد کاهش آورد داشته و نسبت به طول آمار ۴۴ درصد کاهش آورد داریم. کرخه یک مقدار از کارون و دز بهتر است. بخشی از این کاهش ها که گفتم مربوط به خشکسالی است، بخشی از آن مربوط به انتقال از سرشاخه ها به مناطق کویری و حوضه زاینده رود است و بخش عمده ای از آن مربوط به ایست و مصرف برای توسعه کشاورزی در مناطق بالادست می باشد. وزارت نیرو و بخش های مدیریتی منطقه ای در سال های قبل بیش از ۱۷۰ سد و بند بر روی سرشاخه ها و رودخانه های منتهی به جلگه خوزستان احداث کرده اند. آورد دراز مدت کارون و دز از حدود ۵/۱۹ ملیارد متوسط آورد ۶۰ ساله به حدود ۵/۱۴ ملیارد در ۲۰ سال اخیر تقلیل پیدا کرده است.

۵) آیا این تصمیم ممنوعیت کشت برنج که برای استان گرفته اند درست است؟
تصمیمی که گرفتند راجع به کل استان که برنج کاری ممنوع، باید کشت جایگزین و مناسبی هم مطرح می کردند. اما باید آبی باشد که به آنها بدهند. شهرستان‌ها آبی که توزیع می‌کنند باید متناسب با وضعیت باشد. منهای کشت برنج برای سایر کشت ها آبی توزیع شود.
رودخانه مارون که وضعش از همه بدتر است. در دو سال گذشته بیش از ۶۰ درصد کاهش جریان داشته. اصلاً چیزی در آن باقی نمانده. حدود ده پانزده متر مکعب در ثانیه الان آب جاری می شود برای نخیلات و ماهی یک بار حدود ۳۰ متر مکعب به صورت موجی می فرستند که هور شادگان از نظر زیست محیطی خیلی به فلاکت نیافتد و از نظر آماری ۶۰_۷۰ درصد کاهش جریان پیش آمده. این خیلی مسئله مهمی است. رودخانه جراحی و زهره هم تقریبا مشابه رودخانه مارون هستند و گرفتاری دارند. رودخانه کوچکی هم داریم که از حد فاصله بالادست شوش سرچشمه می‌گیرد. رودخانه شاوور. آبهای زیرزمینی که بخشی از آن زهاب شبکه آبیاری دز است و بخشی نشتی از کرخه می باشد این جریان مثل یک خط باریکی به سمت مناطق جنوبی می آید. این منطقه آبش از شاوور تامین می شود. اما اینجا هم آمدند و برنج را ممنوع کردند. به نظرم برای رودخانه هایی مثل شاوور نباید کشت برنج را برای کشاورزان ممنوع می کردند. همینطور برای رودخانه کرخه هم نباید یک ضرب مثل بقیه جاها ممنوع می شد. کارون، مارون و دز مشکلات خاص خودشان را دارند. البته در شبکه دز کمتر برنج کاشت می شود. سال هاست اجازه کشت نمیدهند، چون کنترل آب ناحیه شمال خیلی سخت گیری می کند. کلا کشت برنج اجازه ندادند. اصلا چرا برنج نکارند؟ درست است کشت پر مصرفی است ولی آیا کشت باید ممنوع شود؟
اسفندماه ستاد خشکسالی تصمیم گرفت کلا برنج را به دلیل مصرف بالایش ممنوع اعلام کند. کشت برنج نیاز آبی اش بسته به گونه ها فرق می کند. گاهی اوقات اینها خشکه کار می کنند. گاهی اوقات باید حوضچه ببندند و آب زیادی مصرف می کنند.

۶) فرق برنج و نیشکر در چیست؟
حالا مقایسه کنیم با نیشکر؛ نیشکر نیاز آبی واقعی اش_از دید ما چیزی در حدود  ۳۰ هزار مترمکعب در هکتار است. نیشکر هم یک کشت پنج ساله است و اگر آبیاری اش قطع شود، خسارت بالایی می بیند از نظر اقتصادی. الان کشت و صنعت ها به صورت غیررسمی گاهی حتی تا ۴۰ هزار مترمکعب در هکتار استفاده می کنند. آب کیفیتش پایین آمده و شور شده . اگر آبیاری با مقدار آب بالا مصرف نشود، غلظت املاح به تولید صدمه می‌زند و نهایتا اقتصادی نیست. شاید به این دلیل اینها آب بیشتری مصرف می کنند. به ازای هر متر مکعب آب مصرفی در کشت و صنعت چیزی حدود ۲۵۰ تا ۳۰۰ گرم شکر تولید می شود. روزی که بنای این کشت و صنعت ها را گذاشتند، یک بنای غلطی بوده و می توانستند نخیلات را با مصرف  آب بسیار پایین توسعه دهند. بین نخیلات گندمزارها ایجاد کنند که از آب باران هم استفاده کند. با دو تا سه بار آبیاری، هم تولید گندم بالا می‌رفت، هم صنعت خرما و شیره می توانست توسعه پیدا کند، هم نیازهای نخیلات خیلی خیلی کمتر از نیشکر است. پس بنابراین اشتباهی است که صورت گرفته.
الان چه؟ جمع کنند؟ آب را ببندند؟ این غلط است! الان تمام تلاش باید این باشد که این کشت ها محفوظ بماند. تولیدات ادامه پیدا کند. در فرصت‌های مناسب برنامه‌ریزی شود برای تعدیل مدیریت مصرف آب برای این نوع کشت ها یا کشت نیشکر. یا اینکه بیایند کشت های دیگر را آرام آرام جایگزین نیشکر کنند.
و اما برنج، برنج فرقش با نیشکر این است که از بهار شروع می شود و تا پاییز جمع می شود. مثل نیشکر  ۵  سال روی زمین نیست و در عرض ۵-۶  ماه جمع میشود. متاسفانه کشت برنج در خوزستان زمانی است که هوا گرم است و نیاز آبی می کشد بالا.

۷)آقای دکتر؛ الان کشاورز ما در تنگنا قرار گرفته؛ چه باید کرد؟
سنت کشاورزی خوزستان و بخش‌هایی که برنج کاری می‌کردند را نمی شود به این راحتی به هم زد. ما دیدگاه دیگری داریم. اول اینکه نباید کل استان را یکپارچه ببینند و بگویند کشت برنج ممنوع. مثلاً شاوور؛ این کشاورزانی که آمده بودند اعتراض کرده بودند و مطالبه می‌کردند، ظاهرا اینها بودند. خوب چه کار اینها داشتید؟! حالا اگر آب هم محدود شده، بینشان یک سیستمی برقرار می‌شد و آب را متناسب با مقدار، توزیع می‌کردند. مثلاً اگر ۱۰۰ متر مکعب به یک قسمت می رسید، حالا با توجه به محدودیت آب، ۸۰ متر مکعب می‌رسد؛ ۷۰ متر مکعب؛ اگر با این آب فلان مقدار برنج می‌کارد، حالا ۷۰ درصد اش  را بکارد. باید این سیاست را در پیش می گرفتند. نه این که یک دفعه همه چیز را تعطیل کنند. این غلط است. این‌ها آدمند! زندگی دارند!  نکته دیگری هست. صیفی، گوجه، خیار،  هندوانه، خربزه؛ ما در خوزستان زندگی مان با این محصولات تقریباً پر آب میگذرد. ما نمی‌توانیم خیار و هندوانه و خربزه و سبزیجات مصرف نکنیم. نه تنها ما؛ بلکه قسمت های دیگری از کشور این نوع محصولاتشان را از ما می گیرند. بخشی از زندگی ماست. اینها محصولات آبداری است که در تابستان از بسیاری از مشکلات تغذیه ای جلوگیری می کند. ما محصولات پر آب را در تابستان باید مصرف کنیم. چون هوا گرم است وتعریق بدن بالاست. اگر این‌ها را نخوریم، نمی‌توانیم سالم زندگی کنیم. طرف نشسته در تهران می گوید فصل آن گذشته که بخواهند هندوانه و خیار یا گوجه بکارند! پس چه کار بکنیم؟
البته می‌شود این را با آب کمتر آب تولید کرد. می‌توان تلاش کرد راندمان را بهبود ببخشیم. با مدیریت، با روشهای ترویجی. وزارت جهاد کشاورزی وظیفه اش این است بیاید راندمان را بهبود ببخشد. با روش‌های آبیاری.

۸) چرا مسئولین در بحث روش های آبیاری برنامه ریزی جدی نمی کنند؟
شما الان نمی توانید آبیاری تحت فشار را به این راحتی از جهاد کشاورزی مجوز بگیرید. در حالیکه اعتبار و بودجه هایش هستند. این انتقاد بزرگی است به اینها. تا می‌خواهیم مجوز بگیریم می گوید سند سیم سرب بیاورید. ۴ هکتار باغ است. می گوید نمی شود. چرا نمی شود؟ می‌گویند چون سند ثبتی نیست. می خواهیم راندمان آب را بهبود ببخشیم! بخش وسیعی از  از اسناد زمین ها عادی است. از آن طرف برای زمین های کمتر از ۱۰ هکتار سند صادر نمی‌کنند. دولت یک قوانین متضادی دارد. حالا که غیر ثبتی خریده زیر ۱۰ هکتار، و سندثبتی ندارد، مجوز نمی دهند.

۹) با این وضعیت برای مشکل ممنوعیت برنج چه باید کرد؟
مشکل این است که قانون و آیین نامه ای برای همه به شکل یکسان  وضع شده است. بگویید کجا مشکل دارد. مثلا مارون الان واقعا مشکل دارد برای هر نوع کشتی مشکل دارد. دیگر هیچی نمیشود کاشت. چون آب خوردن مردم مشکل پیدا میکند. نخیلات و باغات در مسیر تحت تاثیر قرار میگیرد. نخل یک درخت چند ساله ای است که اگر آب به آن نرسد از بین میرود تلف می شود. صدمه جبران ناپذیری میبیند. ولی گاهی یک کشت یک ساله یا فصلی را می شود مدتی نکاشت  تا تکلیف مشخص شود.
کشاورز از یک هکتار زمین بین ۳ تا ۶ تن  برنج برداشت میکند و مساله اینجاست که برنج ۲ تا ۳ سال هم در انبار دوام می آورد اما آیا محصولات دیگری که کشاورز مجبور می شود با ممنوعیت آب بکارد همچون خیار و گوجه و هندوانه در انبار دوام می آورند ؟ خیر خراب میشوند. سال هاست که در شبکه دز برنج کاری برای کشاورز  ممنوع شده است این درحالیست که وی هر چه غیر از برنج میکارد زیان می بیند.
من یک راه حل پیشنهاد میکنم. یک سیاست گذاری کنید مثلا بگویید کشاورز حق دارد هفتاد درصد از زمینش را کشت کند اما سهم آب کشاورز همان باشد که مقرر کردید. کشاورز همه انرژی اش را میگذارد کود و آب را هم مصرف میکند آخرش ضرر میکند. یا سود کم نصیبش می شود. حالا که دولت نمیتواند یک الگوی کشت مناسب برای کشاورز ارایه کند بیاید از طریق مدیریت آب ورود کند.
اما نگوید حق کاشت برنج را ندارید. الگوی کشت را به عهده کشاورز بگذارد. فقط آبش را مدیریت کنید. مثلا بگوید الان که با کمبود آب مواجه هستیم پنجاه درصد آب سابق را به شما اختصاص می دهیم. کشاورز خودش با این آب محدود تصمیم بگیرد چه کشتی انجام دهد. دولت به کشاورز می گوید برنجی را که همه اش سود است و در انبار هم تلفات ندارد کشت نکند، در نتیجه با کشت های دیگر، یا ضرر می کند یا سود اندکی عاید او می شود.
وقتی کشاورز خودش برای زمینش تصمیم گرفت که چه بکارد، دیگر مجبور نیست همه اش را مثلا گوجه یا کاهو یا کلم و پیاز بکارد. آنوقت مهمترین نتیجه اش این می شود که قیمت این محصولات نرمال می شود نه اینکه بخاطر عرضه زیاد مجبور شود با قیمت ضرر بفروشد و یا آن را بر روی زمین رها کند.
حداقل میتوانند برای کشاورزهای اهواز و کارون این محدودیت آب و مدیریت کشت را قایل شوند. برای کارون و کرخه و دز و شاوور میتوانند این طرح را اجرا کنند. در مورد مارون که متاسفانه آنقدر خشک شده که دیگر امکان آبیاری کشت را ندارد.
این طرح را اگر اجرا کردند و آخر سال محصولات کم بود توجیهی برای واردات دارند ولی در حال حاضر از طرفی کاشت برنج را ممنوع میکنند در نتیجه برنج گران می شود. برای حل این مشکل برنج وارد می کنند. این نوع عملکرد هیچ توجیهی ندارد. این پیشنهاد را حداقل یکی دوسال تجربه کنند ببینند ثمره اش چه میشود!

۱۰) به نظر شما در شرایط فعلی کشاورزی استان،  عقل ایجاب نمیکند از وسعت انتقال آب کاسته شود؟
ببینید انتقال آب به حوزه زاینده رود  هم توسعه کشاورزی و هم توسعه صنعتی را در برداشته است. اما این به ضرر آنهاست. چون با وارد کردن آب به این منطقه، نمک تثبیت شده خاک با کیفیت بالایی که این آب دارد حل می شود، کودهای شیمیایی هم که خودشان املاح اند اضافه می شوند، این املاح شسته شده و به صورت زه آب میرود در آبهای زیرزمینی، مجددا به زمین های کشاورزی پمپاژ می شود و تعریق و تبخیر صورت می گیرد و شوری و غلظت املاح بالا می رود و مجددا آب های شور باقی مانده وارد آبهای زیرزمینی می شود باز هم شورتر می شود و یا به زاینده رود و باتلاق گاوخونی می ریزد. این یک طرف قضیه. از طرف دیگر سالی ۶۰۰، ۷۰۰ هزار تن نمک با همان آب ظاهرا شیرین کلاس یک از سرشاخه ها وارد حوزه زاینده رود میشود. آب انتقالی آب مقطر که نیست. اندکی نمک دارد که همان اندک نمک سالی ۶۰۰، ۷۰۰ هزار تن نمک با خود به حوضه بسته زاینده رود منتقل می کند. خوب این مقدار نمک بعد از ۵۰ سال بیش از ۲۵ ملیون تن نمک می شود که مانند یک بمب آینده زیست محیطی حوضه زاینده رود را تهدید می کند. اینجاست که باید گفت مکن چاهی که خود افتی.
حوزه زاینده رود یک حوزه بسته ای است و با دریا در ارتباط نیست. یعنی وقتی آب شیرین از اینجا می رود مقداری نمک با خودش از سرشاخه ها می بردEc    آن حدود ۳۰۰، ۴۰۰ میکرو موز (واحد شوری ) می باشد که آن طرف می رود. این آب که مصرف می شود یعنی تبخیر و تعریق. چه می ماند؟ نمک. نمک تثبیت شده در زمین هم با توسعه کشاورزی حل می شود، کودهای شیمیایی هم اضافه می شود. تشدید میکند شوری زمین آن مناطق را. وقتی شوری زمین زیاد شد با آب باید جبرانش کنند چون حوضه زاینده رود بسته است و با دریا مرتبط نیست. در حوزه کارون سالی ۱۶-۱۷ میلیون تن نمک از خرمشهر از طریق کارون  وارد خلیج فارس میشود. خوشبختانه حوزه بازی است، با دریا ارتباط دارد. زمین های شور بعدا ممکن است  با آبشویی جبران شود و نمک آن به دریا برود ولی حوضه زاینده رود اینطور نیست.
بنا بر این انتقال آب از نظر زیست محیطی کاملا به ضرر آنهاست. آب شرب با آب کشاورزی و صنعتی فرق می کند. انسان در روز یکی دو لیتر آب نیاز دارد. سرانه آب همه کشور را هم که در نظر بگیری، جزیی از آبی که انتقال داده اند نمی شود. این آب به اسم شرب می رود اما برای کارهای دیگر استفاده می شود. برای هر نفر بیش از ۳۰۰ لیتر در روز آب در نظر گرفته اند. این که نمی شود.  قرار نیست آب شرب مردم را در مخزن ۱۰، ۲۰  لیتری بگذاری و هر ساعت یک سیفون کشیده شود و به فاضلاب برود!
به اندازه آب شرب ببرند باقی اش را از منابع خودشان استفاده کنند. یک جایی باید این انتقال آب محدود و قطع شود. مثلا این بهشت آباد را تعطیل کنند؛ کوهرنگ ۳ را تعطیل کنند. اینکه معاون محیط زیست رییس جمهور گفت ۲۰۰ میلیون متر مکعب آماده است ببرید برای رفسنجان مگر نمی بینید چه بحرانی وجود دارد؟
وقتی خشک سالی به انتقال آب اضافه می شود، سهم پایین دست محدود می شود و هر آنچه در سرشاخه ها باریده و جاری شده را به آن طرف انتقال می دهند و باعث تشدید خشکسالی و شوری در پایین دست می شود.
مسئله دیگری هم که باید برنامه ریزان مدیریت منابع آبی کشور، وزارت جهاد کشاورزی و مدیران عزیز کشور به آن دقت کنند  مساله سد هاست. سد می زنند برای تاخیر در جریان آب که در فصل خشک آب آرام آرام بیاید پایین دست و در ضمن انرژی برق آبی تولید کند درحالیکه آب دارد در بالادست حوضه ها مصرف می شود. الان بعضی آقایان در استان لرستان مدعی شدند که آب باران ما سرریز می شود به استان های همسایه! این حرف ها از نظر زیست محیطی مبنایی ندارد. آبی که می بارد حدود ۵۰ درصدش صرف آب سبز می شود، احشام و دامپروری و مصارف شرب هم از منبع آب آبی تامین می شود. اگر مدام بخواهند کشاورزی را توسعه دهند و سد بزنند نمی شود.
الان وزارت نیرو بیش از ۱۷۰ سد کوچک و بزرگ در حوضه مارون، جراحی، کارون، دز و کرخه در استان های کهگیلویه و بویر احمد، چهار محال بختیاری، کرمانشاه، لرستان، همدان، ایلام و خوزستان و جاهای دیگری که حضور ذهن ندارم، احداث کرده اند. این ها بخش وسیعی از آب آبی را متوقف و برای توسعه کشاورزی بکار می برند.

۱۱) و جمع بندی آخر شما؟
پس جمع بندی بحث این میشود که؛ خشک سالی، انتقال آب و سد های بالادست جلگه خوزستان در استان های مختلف که احداث کرده اند، این ها عوامل اصلی کاهش هایی است که عرض کردم. حالا مدیریت مصارف استان خوزستان باید انجام شود. آب شرب که غلظت آلاینده ها و املاح آن را تحت تاثیر قرار میدهد و داده است، در اولویت است. اولویت بعدی اینکه همه مناطق استان را باید متناسب با وضعیت منابع آب و مقدار کاهش آنها در نظر گرفته و برنامه ریزی کنند. نمی شود برای همه مناطق ممنوعیت ایجاد کرد. باید مدیریت شود. و برنامه ریزی برای کشت های جایگزین و روش های آبیاری.

مصاحبه از دوهفته نامه فریاد خوزستان

لینک کوتاه: http://bidardez.ir/?p=2329

true
true
false
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

*

code