×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
false
false

بمناسبت فرارسیدن هفته عفاف و حجاب، واحد خواهران پایگاه خبر ی تحلیلی بیداردز گفتگوی صمیمانه ای را با دوتن از خانم های دزفولی برگزار کرد. خانم کلیددار که در زمینه مسائل فرهنگی ، اجتماعی و اختصاصا مساله عاشورا چند سالی است که مشغول به فعالیت هستند یکی از میهمانان این میزگرد صمیمانه بودند. مهمان دیگر ما در این برنامه هم خانمی است که به تازگی حجاب کامل را انتخاب کرده اند و حالا خود را عزیز خدا می دانند. در ادامه توجه شما مخاطبین عزیز را به مطالعه این گفتگوی خواندنی در ۲ بخش مجزا جلب می نمائیم.

بخش اول – گفتگو با خانم کلیددار:

لطفا خودتون رومعرفی بفرمایید.

کلید دار هستم از لحاظ شغلی معلم هستم و افتخارم این است که بچه ها را درس می دهم و خیلی کارم راهم  دوست دارم   کارشناسی ارشد دارم گاهی با دانشگاه ارتباط دارم و مدرس دانشگاه هستم ،گاهی مدرس کلاس‌های ضمن خدمت .  از لحاظ فعالیت فرهنگی از سال ۸۵-۸۴ که موسسه فرهنگی عاشورا راه اندازی شد خداوند این توفیق را نصیبمان کردند که آنجا خدمت کنیم و الان هم ادامه دارد. در حوزه پژوهش موسسه کار می کنم . پژوهش در زمینه عاشورا ،دین ،عقاید ، احکام و اخلاق.(وقتی درر زمینه عاشورا کار پژوهشی می شود قطعا زمینه برای پژوهش در زمینه عقاید و احکام و اخلاق هم ایجاد می شود).

در رابطه با عاشورا و آموزه های کربلا استاد بزرگوارمان جناب آقای دکتر سنگری هستند. موسسه فرهنگی عاشورا زیر نظر دکتر سنگری فعالیت می کند و مسئول آنجا هم مهندس خاضعی نیا هستند .

دکتر سنگری می فرمایند: اگر قرآن عالی ترین قانون است عاشورا هم عالی ترین اجراست.و قطعا ضرورت امروز دیده شده که اگر عاشورا بهتر شنا سانده شود خیلی از خلاها در دنیای امروز پر می شوند .

 

خانم کلید دار چگونه وارد کار فرهنگی شدید ؟

عشق و علاقه به امام حسین (ع) بین همه ما مسلمان هاهست . سال ها پیش سخنرانی های دکتر سنگری را خیلی دنبال می کردم مسجد صاحب الزمان جنوبی ، حسینیه صاحب الزمان و جاهای دیگری در سطح شهر که صحبت می کردند را دنبال می کردم کلا این مدل نگاه به عاشورا را خیلی دوست داشتم حس می کردم نگاه، نگاه متفاوتی است . وقتی که فراخوان داده شد برای موسسه عاشورا که قراراست واحد خواهران موسسه راه اندازی شود درجلسه  بودیم  وخداوند توفیق دادند وآنجا حضور پیداکردیم وبا دیگر خواهران آشنا شدیم .کار در موسسه عاشورا را دوست دارم چون کار عمیقی است کاری است که ریشه دار است . مدل کاری را دوست دارم که رشد دهنده است همزمان با حضور، کلاس های هم افزائی هم برگزار می شد واین کلاسها واقعا رشد دهنده بودند وموسسه به من لطف داشتند ومدتی بعد مسئولیت واحد پژوهش موسسه را به من سپردند.

 

فعالیتهایی که انجام می دهید به نظر شما چقدر تاثیرگذارهستند وآیا یک آقاهم می تواننداین کار را انجام بدهند؟

برداشتی که الان در جامعه ما هست این است که حجاب یک خانم مانع فعالیتش در اجتماع می شود.

بنده بابت شرایط کاری که دارم گاها مجبورم در کلاسهای مختلط تدریس کنم و استاد هر دوگروه هستم وبا همین هیئت هم وارد کلاس می شوم وحتی از کلاس درسم در دبستان هم که خارج می شوم با چادر خارج می شوم. بعضی ها در نگاه اول حس می کنند که این چادر ممکن است دست و پا گیر باشد و مانع پیشرفت و موفقیت یک فرد می شود اما می شود حدود را رعایت کرد و خیلی هم موفق بود.

بعضی کارها که بعضی ها اصراردارند واردبشوند واقعا مردانه هستندولی بعضی کارها مشترک هستندهم یک آقا می تواندانجام دهدوهم یک خانم.

اگر قراراست یک خانم کار انجام دهدمی تواند درعین اینکه با حجاب است کار را انجام دهد وهیچ مانعی وجود ندارد که من یک استاد دانشگاه باشم یا مدرس فلان باشم یا یک معلم کلاس اول پرانرژی و شلوغ که  کلاسم را مثل موشک به هواببرم فرقی نداردهرجاکه باشی اما محجبه وحدود را رعایت کنی. اتفاقا با این هیئت کارکردن ، الگوی خیلی خوبی برای بچه ها می توانم باشم.

در حوزه پژوهش – و البته کار ویرایش هم انجام میدهم -، کار پژوهش نیاز به نکته سنجی وریز بینی دارد. شاید بتوان گفت به لحاظ ریز بینی خانم ها دقیق تر هستند اما در کل لازم است که هم خانم وارد شود وهم آقا. چند سالی هست که خداوند توفیق داده  و البته به اصرار اطرافیان در مجالس و روضه  های خانگی کار تبلیغی می کنم. این مطالعات می تواند زمینه تبلیغ باشد و اتفاقا در این زمینه خلاء های زیادی وجود دارد. به عنوان مثال بنده در حوزه مطالعات خانم ها کار میکنم جاهایی فقط روی نقش آفرینی خانم ها بحث می کنم و اینکه اسلام  هیچ مانعی برای این کار ایجاد نکرده است.

ضرورت حضور زنان در اجتماع راچگونه می بینید وآیا این حضور تاثیرگذاراست یاخیر؟

من همیشه بعنوان یک مقیاس ، به خانم ها عرض می کنم وقتی تاریخ صدر اسلام را نگاه می کنیم  حضرت فاطمه زهرا(س) بعنوان بزرگ ترین الگوی زنان عالم   ویا حضرت زینب کبری (س) یا فاطمه ام البنین (س) یا زنان شاخصی دیگرکه درجامعه ما شناخته شده نیستند وزنان فوق العاده تاثیرگذاردیگری که درصدر اسلام داشتیم. زنانی در جنگ احد، در جنگ بدر داشتیم که نقش آفرینی کردند. درپیام رسانی، در حمایت وحتی در پشت جبهه حضور فعالی داشتند. حضرت فاطمه زهرا(س) خطبه فدک را که قرائت می کردند باردیگر پیامبری کردند و کل دین را ازابتدا تا انتها بیان کردند ولی در این حضور دو شرط وجود دارد:

اول اینکه کیفیت حضور مهم است و دوم، ضرورت. تلاش دین این بوده است که زن توان وتخصصش دیده شود ونه زن بودنش. حضرت زهرا(س) زمانی که برای قرائت خطبه فدک تشریف می بردند مسجد، راوی بیان می کند که مقنعه ای بلندتاکمر زدندوروی آن چادری بلندکه تازمین افتاده بود و حضرت  زهرا (س) مسیر منزل تا مسجد را دربین زنانی با همین پوشش طی کردند. حضرت زهرا (س) کیفیت حضورشان برای حضور درمسجدبه این شکل بود.

حضرت زینب (س)در آن شرایط رفتند ودر کاخ یزید خطبه خواندند . حضور در مجلس یزید عین حضور درکاخ سفیداست .تمام اسلام در مقابل تمام کفرایستادند، ایشان در کوفه و در بین مردم هم خطبه خواندند و آنقدر زیبا خطبه خواندندکه همه می گفتند انگار علی(ع) زنده شده است.

حضرت زینبی که قصد زیارت مزار رسول الله (ص) را می کردند شبانه می رفتند، امیر المومنین (ع) به امام حسن (ع) وامام حسین (ع) می فرمودندکه مشعلهایی که درمسیر هستند راخاموش کنید تا هیئت زینب کبری (س) مشخص نباشد، همین خانم در مسیر کربلا و باتوجه به “مصالح عالیه اسلام” ضرورت ایجاد شد و درمجلس یزید و در کوفه خطبه خواندند، زینبی که همسایه شان در کوفه می گفت حتی یک بارهم حضرت زینب (س) را ندیدم. البته حضرت زینب (س) در خانه که بیکار نمی نشستند. کلاس تفسیربرای زنان کوفه برگزار می کردند .آنقدر زیباهم تفسیر می کردند که امیر المومنین(ع)می آمدند وپشت درب اتاق می نشستند وگوش می دادند.یعنی مرتبه علمی زن می تواند آنقدر بالاباشد.پس فعالیت اجتماعی می تواندضرورت داشته باشد. حضرت فاطمه ام البنین (س) بعد ازواقعه کربلا آنقدر زیبا دربقیع تبلیغ می کردند وواقعه عاشورا را بیان می کردند که مروان حکم که دشمن سرسخت اهل بیت بودند آنجا می آمدند وگریه می کردند.مروان حکمی که به والی مدینه دستور داد حسین رابکش واجازه خروج از مدینه رابه اونده. حضرت فاطمه ام البنین (س)  تاثیر گذاری اینچنینی دارند. بنابراین کیفیت حضور مهم است با پوشش کامل اما باصلابت ومحکم خطبه خواندند. پس برای این نوع حضور، اسلام هیچ مانعی ندارد. خصوصا اینکه ضرورت اجتماعی هم ایجاب کند. ضرورت فرهنگی مثل امرور ایجاب کند.

یکی از خانم ها محضرمقام معظم رهبری گزارش می دادند که زنان مذهبی ما فکر می کنند که زن باید در خانه بماند وفقط خانه داری وبچه داری کند حضرت آقا قرمودند اگر اینگونه فکر می کنند اشتباه می کنند.

فقط این نیست یک مادر اگر می تواند هم باید دراجتماعش تاثیرگذارباشد وهم درخانواده واگرهم نمی تواند حداقل باید مطلع باشدکه درتربیت فرزندانش مشکلی ایجاد نشود. بنابراین امروز باتوجه به الگوهایی که درصدراسلام داریم وباتوجه به هجمه هایی که امروز نسبت به نگاه اسلام به حضور اجتماعی زن هست و اینکه اسلام را متهم میکنند به اینکه اسلام مانع حضور ونقش آفرینی زنان دراجتماع است، زنان ما لازم است با حفظ حدود در مواقع و موقعیت های لازم، در اجتماع حضور یابند. به عنوان مثال: اجتماع زنان محجبه ای که قرار است برگزارشود کار بسیار خوبی است وباید دیده شود وهمه بدانند که در سطح جامعه این حجم خانم محجبه داریم وهمه به این صورت که عده ای در اجتماع وارد می شوند نیستند. ودیگران را هم تشویق کنیم که می شود هم محجبه بود وهم در اجتماع حضور داشت ودر مرحله بعدباید این مطلب را اثبات کنیم که لازم نیست زنان وارد خیلی از عرصه های مردانه شوندکه خودشان را اثبات کنندمی خواهند چه چیزی را اثبات کنند مردانگی شان را؟؟؟ شماکه زن هستید زنانگی تان را اثبات کنید.

نمونه هایی از زنان نقش آفرین در عاشورا را بیان بفرمائید

***درحادثه عاشوراخانمی بودند به نام ماریه در بصره ، زمانی که سفیر امام حسین (ع) سلیمان رزین وارد بصره می شوند، بصره ای که شرایط امنیتی بسیار سختی داشت وکامل تحت سیطره عبید الله ابن زیاد بودوآنقدر شرایط سخت بود که می ترسند درباره عقاید شان صحبت کنند.عبیدالله کسی بود که کوفه را زیرو رو کرد. ماریه در منزلشان اجتماع بزرگ انقلابیون را برپا کردند. وقتی سلیمان بن رزین وارد بصره شدند ومی خواستند نامه امام حسین (ع) برای سران اخماس بصره ببرند( که هیچ کدامشان هم اقدام جدی نکردند و در واقع امام حسین (ع) با ارسال نامه، اتمام حجت کردند و حتی سفیر امام در این سفر برسر بردن نامه امام  کشته می شوند.) اما این خانم آنجا  در آن شرایط در منزلشان اجتماع بزرگ انقلابیون را تشکیل می دهد و سفیر امام در آن اجتماع، نامه امام حسین(ع) را برای اهالی بصره قرائت می کنند. خطر بسیار بزرگی رابه جان خریده اند ودرآن شرایط خیلی حرف است که یک خانم  این کار رابکنند.

 

***نمونه ای دیگر از زنان نقش آفرین اینکه زمانی که امام حسین (ع) شهید می شوند وکاروان اسرا وارد کوفه می شوند، عبیدالله بن زیاد در مسجد کوفه رجز خوانی می کنند  آقایی بودند به نام عبدالله ابن عفیف ازدی که نابینا بودندوهر دوچشمشان را در جنگهای زمان امیرالمومنین (ع) از دست داده بودندودر واقعه  کربلا هم بدلیل اینکه نابینا بودند نتوانستند حضور داشته باشند. زمانی که عبیدالله درمسجد رجز می خواند بلند می شوند و جواب عبید الله را می دهندکه این چه حرفی است که می زنی ومحکم وپر

 

صلابت جوابشان را می دهند. عبیدالله دستور میدهد که بازداشتش کنند که با کمک مردم فرار می کند. زمانی که سربازان عبیدالله به سراغش می روند،می گوید خدا را شکر فکر می کردم بواسطه اینکه چشمانم را ازدست داده ام ازتوفیق جهاد محروم شده ام.این آقا یک دختر داشتند. این دختر در کنار پدر می مانند و پدر رادرمیدان جنگ راهنمایی می کنند که شمشیر رابه کدام سمت بزن  وتا آخرین لحظه کنار پدر می مانند واز حریم اهل بیت دفاع می کنند.

***فاطمه صغری دختر امام حسین (ع)که بعد از واقعه کربلا با فرزند امام حسن (ع) ازدواج می کنند. پسر امام حسن (حسن مثنی) در حادثه کربلا زخمی می شوند فکر می کنند کشته شده اما نجات پیدا می کنند وبعد ها به خاطر شدت تبلیغ حادثه عاشورا با سم کشته می شوند. فاطمه صغری بعد از شهادت همسرشان تا مدتهای طولانی بر مزار همسرشان خیمه می زنند وتبلیغ می کنند وقیام عاشورا را بازگو می کنند. این بازگوئی باعث می شود قیام کربلا به امروز برسد واگر این حضور جدی زنان ، بازگوکردن زنان نبود ما کربلا را نمی شناختیم وحضرت زینب (س) در انتقال حادثه  نقش بسزائی داشته اند.کربلا در کربلا می ماند اگر زینب (س) نبود.

حضرت زینب (س) در جایی صحبت می کنند که هیچ کس اجازه نداشت صحبت کند.به حضرت زینب (س) تفویض اختیار می شود که رهبری کاروان رابرعهده بگیرند.امام معصوم حضور دارند اما بدلیل حفظ جان امام ، حضرت زینب (س) رهبری کاروان رابرعهده می گیرند.

زنان دیگری هم درکنارشان بودند کمک می کردند مداومت می کردند.کتاب زنان عاشورائی  نوشته زهرا یزدان پناه برای معرفی بیشتر زنان عاشوراچاپ شده است ومشخص می کند درچه حوزه هایی زنان فعالیت داشته اند.هم قبل از قیام، هم حین قیام وهم بعد از قیام. معرفی زنان حمایت کننده که نرفتند وبعدازعاشورا اقداماتی انجام دادند.

کربلا دو نیمه است امام حسین (ع) نیمه آن وحضرت زینب (س)  نیمه دیگر آن.امام حسین (ع) به حضرت می فرمودند” یا شقیق فوادی”! ای نیمه قلب من ، و واقعا نیمه کربلا حضرت زینب (س) بودند.

چهارشنبه های سفید

ببینید زنان ارزشی ما کارکرد کافی نداشته اند نتوانسته اند آگاهی بدهند وفضا را پرکنندومتاسفانه نگاه دین به زن اشتباه معرفی شده است.گاهی اوقات شرایطی پیش می آید که در جلسات خانگی حضور دارم. خانمی هستند که از سر دلسوزی ماهی یکبار تمام خانواده را جمع می کنند و زمینه طرح مسائل دینی را ایجاد می کنند. (قرآن می فرمایند: قو انفسکم و اهلیکم نارا.) باتیپ‌های مختلف جمع می شوند وحقایق وجنبه های دین را که مطرح می کنند برایشان جالب است که واقعا دین اینگونه است؟؟ دشمن میلیاردی کار می کنند .فیلم خانم مسیح علی نژاد پخش شده بود که این خانم بابت یک برنامه چقدر هزینه دریافت کرده اند .دشمن به شدت کار می کند که زنان جامعه رابه فساد بکشاند چون زنان یک جامعه ومادران آن که به فساد کشیده شوند خانواده ها نابود می شوند؛ در مقابل ما چه کرده‌ایم؟!

تنها راه اینست که اول خودمان بدانیم چرا حجاب؟ و بعد برای نشر آن تلاش کنیم.

آخرین پیام

در دنیای امروز حجاب بزرگترین پرچم دین است. چون مثلا شما تا نماز نخوانید، کسی نمی داند مسلمانید، یا تا از شما نپرسند روزه دارید، کسی متوجه این موضوع نمی شود، اما حجاب مثل یک پرچم است، هر کس یک خانم محجبه را ببیند، می فهمد مسلمان است، پس بیاییم بزرگ ترین پرچم دین را حفظ کنیم و دیگران را هم به زیر این پرچم دعوت کنیم.

 

بخش دوم – گفتگو با خانمی که به تازگی حجاب کامل راانتخاب کرده اند:

بی قید وبند نبودم بی حجاب آنچنان هم نبودم از اون دخترا بودم که هر چی مد میشد می پوشیدم

درخانواده مذهبی وبسیار معتقدی بزرگ شدم.خانوادم  روی بعضی چیزها واقعا خیلی حساس و به لحاظ دینی ،عبادی مقید هستند. اون موقع برای حجاب دقیقا همین افکار رو داشتم میگفتم  که چرا یه پسر آزادیش خیلی بیشتر از من هست؟ من هم یه دخترم دلم می خواد آزاد باشم. هرموقع دلم می خواد بیرون برم،برای حجابم همینطور.بی قید وبند نبودم بی حجاب آنچنان هم نبودم از اون دخترا بودم که هر چی مد میشد می پوشیدم مثلا : مانتو آستین کوتاه یا شلوار کوتاه وهرچیزی که مد میشد من باهاش جلو میرفتم.

خیلی حساس بودم که یک آقا بهم بگه حجابت رو رعایت کن.تازه لج هم میکردم.

سال ۸۵ پیش دانشگاهی بودم و در هنرستان رشته نقاشی میخوندم  که موسسه فرهنگ عاشورایی فراخوان شرکت در مسابقه نقاشی رو داد. همیشه علاقه زیادی به امام حسین داشتم، در مسابقه نقاشی اونجا شرکت کردم. برام جالب بود وقتی  موسسه میرفتم وگفتن اینجا جلسه وکلاسهایی برگزارمیشه بنظرم  جذاب اومد .پدرم میگفت اونجا همه چادر میزنن ،تو هم چادر بزن. من گفتم: نه! اگرقراره برم باید همینجوری که هستم من رو بپذیرن، بامانتو میرم و اتفاقا همینجوری پذیرفتن. مدیر اونجا(آقای خاضعی) گفته بودن هر خانمی با هر پوششی که میاد بپذیرید. این حرف اونقدر برای من دلگرم کننده بود چون که یه آقا این حرف رو زده بود و برام ارزش داشت. خیلی حساس بودم که یک آقا بهم بگه حجابت رو رعایت کن.تازه لج هم میکردم. هیچ اتفاق خاصی به لحاظ حجاب برای من نیفتاد ولی یه مقدار از بچه ها اطلاعات در مورد عاشورا گرفتم. اونجا دکتر سنگری رو شناختم ویه مقدار اطلاعات عاشوراییم بالا رفت. هرسال هم باهاشون فعالیت داشتم.مثلا جلساتی برگزارمیشدوکارهایی انجام شد.وخیلی هم علاقه مند بودم؛ منتها با همون پوششی که داشتم.

رفتم دانشگاه،ترم آخر دانشگاه بود که نامه چارلی چاپلین به دخترش رو خوندم. اونجای متن این نامه خیلی برام جالب بود که گفته بود :دخترم هرمردی حتی ارزش این رو نداره که  ناخن پای تو رو ببینه! این جمله من رو خیلی به خودش جذب کرد.اولش (اولین تغییرات ظاهریم)با همین جمله شروع شد. بعد کمی موهام رو پوشوندم.تااینکه بعداز دانشگاه ازدواج کردم خب به طبع با کسی ازدواج کردم که شبیه به خودم بود.

 

سال ۹۰ عقد و سال ۹۱ هم ازدواج کردم.

عید ۹۵ بود که  بدون همسرم با بچه های موسسه فرهنگ عاشورایی  و دکتر سنگری  به کربلا رفتیم. صبح روز اول، هم اتاقیم گفت: بریم نماز جماعت حرم .من گفتم: خب همینجا نماز میخونیم  بعد میخوابیم دیگه چه کاریه بریم تا اونجا! بالاخره رفتیم نماز.وچه لذتی داشت برام اون نماز. من اهل نماز بودم ولی چیزهایی بود که راجبش اطلاعات نداشتم یا اگر داشتم نمیخواستم رعایت کنم.

رفتیم قبرستان وادی السلام.اونجا تکون خوردم اصلا نمیدونم چه اتفاقی برام افتاد. ازلحظه ورود به قبرستان تا برگشت از اونجا من گریه میکردم. همش میگفتم چرا بچه ها همه آروم هستن؟ چرا من اینقدر حالم بد شده . به دکتر سنگری گفتم چرا من اینقدر حالم بده؟ یعنی من اینقدر آدم بدی هستم؟ ایشون گفتن:گذشتگان بدرقت کردن! بعد بهم گفتن: این حال خوبت رو نگهبانی کن. مراقب این حاله خوبت باش!

بی بی سی رو گوش میکردم.زمانی که میخواستم برم کربلا،میگفتم:حالا شبکه جم رو نمیبینم چیکار کنم؟!!!!

ازکربلا که برگشتم احساس کردم حال خوبی دارم.تازه فهمیدم اتفاقاتی برام در حال  افتادنه. مثلا تو راه دیدم یکی ازبچه ها با یه بطری آب معدنی که داشت تو ماشین وضو گرفت به من هم گفت بیا وضو بگیر من هم وضو گرفتم.این کارهای ظریفشون خیلی روی من تاثیر گذاشت ،اما خودم متوجه نشده بودم.  ولایت پذیر نبودم و مخالف رهبر بودم(این نظرم یه جورایی از روی عدم شناخت بود ).حتی خانم حسن پور زمانی که راجب رهبر بامن حرف میزدن عصبی میشدم دلم نمیخواست دوستم طرف رهبر باشه. خیلی اخبار گوش نمیدادم. مثلا بی بی سی رو گوش میکردم.زمانی که میخواستم برم کربلا،میگفتم:حالا شبکه جم رو نمیبینم چیکار کنم؟!!!!

سخت ترین کار برام این بود که دیگه آرایش نکنم.ولی برام لذت داشت به خودم میگفتم خدا داره نگام میکنه. میخوام عزیزِخدا باشم

زمانی که برگشتیم قراربود برای محرم یه تابلوی نقاشی موزاییک بزرگ انجام بدیم که اتفاقا اون کار اولین نقاشی موزاییک درباره محرم وعاشورا بود. برای تابلو که داشتیم کار انجام میدادیم ناخودآگاه سوالاتی برام پیش میومد از دوستم میپرسیدم.مثلا میگفتم چرا حجاب؟ موسیقی های حرام وحلال چیه؟  پیش استاد ریاضی رفتم چند کتاب بهم معرفی کردن. دنبال سوالاتم می رفتم سوالات حجاب ،موسیقی،خمس و… . دیگه تصمیم گرفته بودم که محجوب تر باشم!! حال خوبی داشتم .دلم میخواست این اتفاق برام بیفته ، میخواستم چادر بزنم. چادر میزدم اما لباسای رنگارنگ میپوشیدم و آرایش می کردم. بعد دیدم اینجوری عزیزِ خدا نمیشم!  یه حالی داشتم دلم میخواست عزیزِ خدا باشم.آرایش نکردم.سخت ترین کار برام این بود که دیگه آرایش نکنم.ولی برام لذت داشت به خودم میگفتم خدا داره نگام میکنه. میخوام عزیزِخدا باشم .خودم رو دارم برا خدا لوس میکنم.شبکه های ماهواره ای روپاک کردم. ازدواج کرده بودم برا همین میترسیدم به زندگیم صدمه وارد بشه. همسرم میگفت: به زندگیمون لطمه ای وارد نشه ایرادی نداره.دیگه تو ماشین موزیک نمیذاشتیم رادیو گوش میدادیم.روزی که داشتیم نقاشی موزاییک کار میکردیم به دوستم گفتم یه آهنگ بزاریم ؟اونم موافقت کرد.یه آهنگ باصدای خانم بود.یکی ازدوستام وارد شد، گفت:این کار رو که داریم انجام میدیم بجای این آهنگ ذکر بگیم که کارمون موندگارشه…ازحرفش لجم گرفت! بعد که فکر کردم گفتم: من دارم با خودم لج میکنم نه با اون بنده خدا.

زمانی که باردار بودم بهم گفتن تصویر علمای زیبا را نگاه کنم من هم عکس رهبر رو نگاه میکردم.

درباره خمس هم با همسرم صحبت کردم مخالفتی نداشت.فقط دل نگرانیم این بود به زندگیم لطمه ای وارد نشه. دیگه کلا سپردم دستِ خدا و گفتم: خدایا خودت مواظب زندگیم باش! با تغییراتی که در  من بوجود اومده بود خیلی تغییرات مثبت برای من وهمسرم اتفاق میفتاد احساس میکردم خدا بهمون جایزه میده و خدا خودش زندگیم رو حفظ کرد.زمانی که شبکه های ماهواره ای رو پاک کردم چون همسرم شبکه من وتو رو دوست داشت بهش سخت نگرفتم. رفته بودم سفر؛ وفتی برگشتم همسرم گفت: شبکه من وتو رو پاک کردم، چون احساس کردم به کشور وفرهنگمون آسیب میزنه.خدا خیلی هدیه های خوب بهمون داده ومیده. زمانی که باردار بودم بهم گفتن تصویر علمای زیبا را نگاه کنم من هم عکس رهبر رو نگاه میکردم. خیلی منطقی و بدون حب و بغض راجب همه چیز تحقیق میکردم در مورد رهبر هم همین اتفاق افتاد و تحقیق کردم نسبت به شخصیت ایشون. مِهرش به دلم افتاد.بعد از تحول وتغییر من، پدر ومادرم خیلی خوشحال شدن. دوستان سابق رو هنوزم دارم. اما با اونها هرجا نمیرم.و برای اونها راجب شیرینی این تجربه حرف میزنم. الان زندگیم نظم پیدا کرده .این خیلی قشنگه که یه خانم تو خونه هیچ محدودیتی برای لباس پوشیدن و آرایش کردن نداره اما وقتی میخواد بره بیرون ،حجاب میکنه و خودش رو میپوشونه.این یه نظمه و هرچیزی سرجای خودشه.مثلا میدونم این آرایش یا لباس مخصوص همسرمه. ولی وقتی میرم بیرون ،خودم رو میپوشونم. احساس میکنم من یک زن قوی و محکم هستم که دارم از زندگی دیگران هم حفاظت میکنم.چه بسا خودشون نمیدونن. تئاتر رو کنارگذاشتم و کار فرهنگی انجام میدم.احساس میکنم چه آدم ارزشمندی هستم و با چادر محدودیتی ندارم. زندگیم با نظم تر شده و موفقیت هام بیشتر میشن. چون مسیرم معلومه وافکار ضد ونقیض وجود نداره و آرامشم بیشتره. وقتی میرم خیابون و میخوام خرید کنم به فروشنده آقا میفهمونم که یه خانمم .اومدم جنس بخرم و زیبایی و زنانگی ام را جلوش جلوه نمیدم که جذب زیبایی من بشه.در حقیقت شخصیتم رو نشون میدم نه جنسیتم رو!

ادمها به هرچی فکرکنن روشون تاثیر میزاره.بدون تعصب و با فکرِ باز و بدون اینکه کسی متوجه بشه برای ظهور امام مهدی گناه هامون رو کنار بذاریم تا مانع ظهور نباشیم.

لینک کوتاه: http://bidardez.ir/?p=2420

true
برچسب ها : , , ,
true
false
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

*

code